بهترین رمان های عاشقانه بهترین رمان های عاشقانه .

بهترین رمان های عاشقانه

معرفی بهترین رمان عاشقانه ایرانی

تکان دیگری به خود دادم که این‌بار بی‌‌ممانعت گذاشت بلند شوم. عطر تلخش هنوز هم زیر بینی‌ام می‌پیچید و باعث می‌شد دستپاچه‌تر   از قبل شوم. دستم را به دسته مبل گرفتم و سریعاً از جا برخواستم. از نیز با یک حرکت سرپا شد و گلویش را صدا دار صاف کرد.

انگار که هوای خانه کم آمده بود و من با همان لحن استرس گرفته گفتم:

- توی خونه موش هست.

یک قدم نزدیکم آمد و من ترسیده قدمی به عقب برداشتم و همان‌طور که نزدیک می‌شد و من دور می‌شدم با صدای آرام گفت:

- دیدم.

داشت چه می‌کرد؟ نزدیک شدنش دیگر به دو قدم رسیده بود و من هر آن می‌ترسیدم نکند صدای ضربان‌های بالا گرفته قلبم به گوشش برسد؟ دیگر می‌خواستم دست به التماس بزنم که یک قدم باقی مانده را پر کرد و من با خوردن پشت پایم بر دسته مبل، بی‌اختیار روی آن نشستم.

چندی بعد با پخش شدن نور در خانه نگاهم بر دست درازشده کیان که از بالای سرم کلید برق را زده بود نشست.

این مرد مریض بود؛ آن همه استرس به من وارد کرده بود که تنها یک چراغ را روشن کند؟ حسابی خود را مسخره دستش کرده بودم که این‌طور با کنایه باز هم به سخره گرفتم:

- چرا رنگت پریده؟ می‌خواستم برق رو روشن کنم فقط!


برچسب: رمان عاشقانه،
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 1
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۷ شهریور ۱۴۰۱ساعت: ۰۴:۴۴:۴۶ توسط:رمان های عاشقانه موضوع: نظرات (0)